تبلیغات
کودک من
 
کودک من
 
 
چهارشنبه 2 فروردین 1396 :: نویسنده : کودک درون
کودک حسود

این احساسی طبیعی است اما اگر کودک هر بار بخواهد خودش را با بقیه مقایسه کند دچار مشکلاتی خواهد شد. به همین علت لازم است به کودکتان یاد بدهید که بتواند احساس حسادت خود را کنترل کند. بدین ترتیب نه تنها احساس بهتری خواهد داشت بلکه بهتر می‌تواند با دیگر کودکان برخورد کند و روابط اجتماعی بهتری داشته باشد. می‌پرسید چگونه؟ در این مقاله بخوانید.
حسادت در کودکان
حتماً شما هم وقتی کودک ۴۴ ساله‌تان با حسرت از ماشین پسر همسایه تعریف کرده و از شما خواسته تا مثل همان را برایش بخرید متوجه حسادت فرزندتان شده‌اید. شاید هم وقتی دخترتان عروسک دخترخاله‌اش را یواشکی برداشته تا با خودش به خانه ببرد متوجه شده باشید که او هم درگیر حسادت شده. گاهی هم کودکان بزرگتر به همکلاسی‌شان که نمره بالاتر گرفته حسادت می‌کنند و ممکن است با به دنیا آمدن یک نوزاد جدید در خانه دست به خشونت بزنند و سعی کنند رقیب تازه را از میدان خانواده بیرون کنند.
 تجربه این حسادت‌ها که خود انواع مختلفی دارند می‌تواند برای فرزند شما مشکلاتی ایجاد کندو نه تنها روابط او با همسالانش را به خطر بیندازد بلکه باعث سرخوردگی و ناراحتی خود او هم بشود. به همین علت متخصصان توصیه می‌کنند با روشهای زیر سعی کنید به کودک کمک کنید که حس خود را کنترل کند و به جای حسادت، غبطه را جایگزین کند تا او را به تلاش بیشتر وادارد نه آسیب رساندن به خودش و دیگران!
احساسات کودک را بشناسید
 سعی نکنید حسادت کودک را محکوم کنید. این روش فایده‌ای برای او ندارد. کودک وقتی ببیند به احساس او توجهی نمی‌کنید و انگار خواسته او را نمی‌شنوید، بلندتر داد می‌زند تا به او توجه کنید. بنابر این سعی کنید به کودک نشان دهید که به احساس او اهمیت می‌دهید. مثلا به او بگویید می‌دانم برایت سخت است که وقتی من خواهر کوچکت را می‌خوابانم، تو خودت لباس‌هایت را عوض کنی اما اگر کمی صبر کنی می‌توانم به تو کمک کنم. می‌دانم دلت می‌خواهد من بیشتر با تو بازی کنم. من هم دلم برای بازی با تو تنگ شده امالازم است مراقب خواهر کوچولویت باشم تا بزرگتر شود و بتواندبا تو بازی کند. یا مثلا وقتی در بازی بازنده می‌شود. به او بگویید می‌دانم که نا امید شدی ودلت می‌خواست تو هم مثل احسان برنده شوی اما خوب بازی کردی و می‌توانی دفعه بعد تو برنده باشی.
همه یا هیچ را انتخاب نکنید
 بعضی از کودکان به علت مقایسه کارهای خودشان با دیگران و حسادت به دیگران از انجام کارهای مورد علاقه‌شان هم باز می‌مانند. محسن کودکی علاقه‌مند به نقاشی و کارهای هنری است اما با شروع مدرسه مدام کار دستی و نقاشیهای خودش را با بقیه مقایسه می‌کند و می‌بیند که مال بقیه همکلاسیهایش بهتر است.
 بعد از مدتی او دیگر تمایلی به انجام این کارهای هنری نشان نمی‌دهد و از انجام آن سر باز می‌زند. فکر می‌کنید والدینش چگونه می‌توانند به او کمک کنند. مادر محسن به او می‌گوید: من هم زیاد نقاشی ام خوب نبود. اما از نقاشی کردن لذت می‌بردم. به همین علت زیاد نقاشی می‌کشیدم و تمرین می‌کردم تا اینکه نقاشی ام بهتر و بهتر شد. تو هم هر چه بیشتر تمرین کنی نقاشی ات زیبا‌تر از قبل می‌شود.
 کودکان در سنین ابتدایی خیلی زود نتیجه می‌گیرند که در یک فعالیت خاص توانایی خوبی دارند یا ضعیف هستند. مازیار به فوتبال علاقه دارد اما بازی نمی‌کند چون فکر می‌کند که خوب فوتبال بازی نمی‌کند. او مرتب از بازی ارسلان تعریف می‌کند و حتی به او حسادت می‌کند که اینقدر خوب می‌تواند گل بزند.به نظر شما پدرش چه به او بگوید تا حسادت او به ضررش تمام نشود. پدر مازیار به او گفت: پسرم به نظر تو بهترین بازیکن فوتبال درایران کیست؟ چرا؟
 بعد از توضیحاتی که مازیار داد پدرش از او پرسید: فکر می‌کنی بقیه بازیکنان فوتبال کشور که به خوبی او نیستند چه باید بکنند؟ آیا بهتر نیست فوتبال را کنار بگذارند؟ اگر همه بازیکنها این طور فکر کنند و بازی را کنار بگذارند فکر می‌کنی چه بلایی سر فوتبال کشور می‌آید؟ همین اتفاق درباره بقیه موضوعات هم می‌افتد. بنابر این همه در جایگاه خود تلاش می‌کنند تا کار خود را خوب انجام دهندو تو هم بهتر است همین کار را بکنی.
 وقتی کودکی دارید که به نوزاد حسادت می‌کند، یادتان باشد که کودک بزرگ‌تر را با حرفهایتان بر علیه کودک کوچکتر تحریک نکنید. مثلا به جای اینکه بگویید بچه خوابیده نمی‌توانیم به پارک برویم. به کودک بگویید: عصر وقتی هوا خنک‌تر شد به پارک می‌رویم
لذت هدیه دادن را به او بچشانید
 حسادت به وسایل و اسباب بازیهای دیگران ساده‌ترین و رایج‌ترین نوع حسادتهای کودکانه است که ممکن است بارها با آن روبرو شده باشید. مینا از مدرسه بر می‌گردد و به مادرش می‌گوید که کفش سارا- همکلاسی اش- خیلی زیبا بوده و او هم از همان کفشها می‌خواهد. علی از پدرش می‌خواهد که برایش پلی استیشن بخرد چون پسر همسایه هم از این بازیها دارد. ممکن است والدین تسلیم خواسته‌های جزیی کودک شوند اما گاهی ممکن است واقعااز عهده تهیه چنین وسایلی برنیایند و آنوقت چه باید کرد؟ اگر شما به کودکتان پس انداز کردن را یاد بدهید می‌توانید به او کمک کنید تا با پول تو جیبی و یا عیدی‌های خودش اسباب بازیها و لباسهای مورد علاقه‌اش را تهیه کند. در ضمن می‌توانید به او نشان دهید که با گذشتن از بعضی خواسته‌های خودش می‌تواند به کسانی که مشکلاتی دارند کمک کند و احساس خوشایندی از این کمک به دیگران پیدا کند و آنوقت می‌فهمد که اگر چه او کفش مورد علاقه‌اش را که گران قیمت بود نخریده اما در عوض به دوست دیگرش که لباس گرم نداشته کتی هدیه داده که او را گرم نگه می‌دارد.
 آنوقت است که حس قدر دانی جای احساس حسادت را در وجود فرزندتان خواهد گرفت. در این حالت کودک شما کم کم متوجه می‌شود که حق انتخاب دارد. می‌تواند هر روز چشم به وسایل دیگران بدوزد و حسرت داشتنشان را بخورد یا اینکه به آنچه ضروری است بسنده کند و از هدیه دادن به دیگران لذت ببرد.
بر توانایی‌هایش تکیه کنید
 اغلب کودکان خود را با خواهر و برادرشان مقایسه می‌کنند و به آنها حسادت می‌کنند. درباره وسایل شاید بتوانید با همسان خرید کردن این حس را کم‌تر کنید اما درباره توانایی‌های فردی که معمولا متفاوت است نقش شما بسیار حساس‌تر می‌شود.
 در این باره بهتر است بر توانایی‌های فردی آنها بدون اینکه مقایسه‌ای انجام دهید، تاکید کنید و نشان دهید که به این توانایی‌ها افتخار می‌کنید و البته بدون مقایسه هر کدام را بخاطر یک خصوصیت خاص تحسین می‌کنید. مثلا به فرزندتان بگویید که از طرز داستان تعریف کردن او خوشتان می‌آید و لذت می‌برید وقتی او با قصه گویی‌اش همه را می‌خنداند. و فرزند دیگرتان را به خاطر شعرخواندنش تحسین کنید و به آنها بفهمانید که هر دو آنها را دوست دارید و به آنها افتخار می‌کنید. یادتان باشد همه کودکان حتی تلخ‌ترین آنها هم خصوصیاتی دوست داشتنی در خود دارند که بتوانید آن را برجسته کنید و به آن تاکید کنید.
در همه چیز عدالت را رعایت کنید
 وقتی برای یکی از فرزندانتان خرید می‌کنید مطمئن باشید که خواسته‌های دیگری هم از نظرتان دور نمانده است. اگر امروز برای پسرتان توپ فوتبال می‌خرید، بهتر است همین امروز برای دخترتان هم چیزی بخرید حتی اگر یک گل سر کوچک باشد.
 اگر سن و سال و جنس فرزندانتان به هم نزدیک است بهتر است مشابه برایشان خرید کنید تا بهانه به دست آنها ندهید. اما تا می‌توانید سعی کنید بریگانه بودن آنها در نوع خود تاکید کنید.
 مثلاً اگر یکی از آنها فوتبالیست خوبی است و دیگری خوب نقاشی می‌کشد می‌توانید برای یکی توپ فوتبال و برای دیگری مداد رنگی تهیه کنید و علت این تفاوت را هم گوشزد کنید.
مراقب رفتار و گفتارتان باشید
 وقتی کودکی دارید که به نوزاد حسادت می‌کند، یادتان باشد که کودک بزرگ‌تر را با حرفهایتان بر علیه کودک کوچکتر تحریک نکنید. مثلا به جای اینکه بگویید بچه خوابیده نمی‌توانیم به پارک برویم. به کودک بگویید: عصر وقتی هوا خنک‌تر شد به پارک می‌رویم.
 مسلما کودک می‌فهمد که با به دنیا آمدن فرزند دیگر شرایط تغییر کرده اما شما سعی کنید طوری رفتار کنید که این تغییرات برای کودک بزرگتر به تدریج جا بیفتد. مثلا اگر هر شب برای او قصه می‌گفتید و حالا نمی‌توانید هر شب این کار را بکنید اما می‌توانید از همسرتان بخواهید که گاهی او نوزادتان را بخواباند تا شما بتوانید برای کودک بزرگتر قصه بخوانید. یا حتی وقتی که نوزادتان آرام است می‌توانید آنها را کنار هم بخوابانید و برای هر دوشان قصه بخوانید.




نوع مطلب :
برچسب ها : روانشناسی کودک، تربیت کودک،
لینک های مرتبط :


بازی کودکان
بازی همراه با حرکات بدنی، استفاده از نیروی تخیل در بازی ها، علاقه به رقابت و تقلید، علاقه شدید به بازی با گل و خاک، شکستن و نابود کردن اسباب بازی به منظور پی بردن به محتویات آن ها و بالاخره نپذیرفتن هیچ گونه قید و قانون و...
 خصوصیات بازی ها در سنین ۳ الی ۶ سالگی را می توان چنین برشمرد: بازی همراه با حرکات بدنی، استفاده از نیروی تخیل در بازی ها، علاقه به رقابت و تقلید، علاقه شدید به بازی با گل و خاک، شکستن و نابود کردن اسباب بازی به منظور پی بردن به محتویات آن ها و بالاخره نپذیرفتن هیچ گونه قید و قانون و قاعده ای در بازی.

کودک در ۶ سالگی مستطیل (با دو قطر آن)، لوزی (با محور طول افقی) و دایره و مثلث به صورت مماس داخل و خارج می کشد.

کودکان ۶ الی ۷ ساله معلومات خود را که از تجارب شخصی و یا از داستان های نقل شده کسب کرده اند، به صورت ماهرانه ای در بازی ها به کار می گیرند.از سوی دیگر هر یک از قطعاتی که با قرار گرفتن در کنار یکدیگر شیء واحدی رامی سازند؛ باید به تنهایی حس کنجکاوی کودک را برانگیزد. به طور مثال قطعات مختلف یک ماشین مانند چرخ ها، فرمان و... هر یک باید ذهن کودک را به سوی بررسی و سپس نحوه اتصال آن با بخش های دیگر متوجه کند. به این ترتیب کودک با کاربرد بسیاری از قطعات و اشیا نیز آشنا می شود.


اسباب بازی هایی که هر بار بتوان شیء جدیدی را با آن ساخت - مانند انواع لگو (Lego)- بهترین گزینه هستند. خرید انواع عروسک، شخصیت های کارتونی و... که کودک با داستان آنها از طریق تلویزیون یا فیلم آشنا است نیز مناسب است. چون حس کنجکاوی کودک را برای خلق داستانی جدید تحریک می کند؛ حتی خرید کتاب های نقاشی یا کتاب هایی که با استفاده از برچسب ( عکس برگردان ) شخصیت ها را می توان مشخص کرد: گزینه خوبی است؛ چرا که کودک سعی می کند تا با مراجعه به اندوخته ذهنی خود نکاتی را یادآوری کند. بازی های سازه ای- بازی هایی که کودک با اتصال قطعات به یکدیگر سازه یا ساختار واحدی را می سازد، مانند انواع لگو(lego)- به شدت بر روی ذهن کودک تأثیر مثبت داشته و به خوبی ذهن او را به سوی شناسایی و ساخت تازه ها سوق می دهد.


یکی از نکات مورد توجه درباره این بازی ها؛ فعالیت آزادانه ذهن کودک و امکان ساخت وسایل جدید در هر بار بازی با این قطعات است. روانشناسان معتقدند این قبیل بازی ها نه تنها برای کودکان خلاق وسایل بازی بسیار مناسبی است؛ بلکه برای فعالیت کودکانی که ذهن چندان پویا و خلاقی نیز ندارند توصیه می شود چراکه ذهن این کودکان را نیز برای فعالیت تحریک می کند.


اسباب بازی باید پرسش های زیادی را در ذهن کودک ایجاد کند. نو بودن و غیرتکراری بودن اسباب بازی شاخص ترین مشخصه ای است که می تواند ذهن کودک را به پرسیدن و جستجو وادار کند. این نو بودن به معنی خرید دایمی اسباب بازی نیست بلکه به این معنی است که کودک بتواند بارها و بارها بازی جدیدی را با اسباب بازی اش تجربه کند.

حتی عروسک نیز باید از کیفیتی برخوردار باشد که کودک با هر بار دیدن این وسیله ، به سوی بازی با آن جذب شود. در برخی موارد کودک با تکرار بازی با وسیله ای از آن هم دلزده می شود؛ برای جلوگیری از این حالت می توان با پنهان کردن موقتی اسباب بازی و ارایه مجدد آن به کودک حس کنجکاوی، اشتیاق و پرسشگری کودک را تحریک کرد.


بازی و اسباب بازی باید پاسخگوی حس خلاقیت کودک باشد ؛ حس خلاقیت ، حسی است که در همه کودکان با شدت و ضعف مختلف وجود دارد بنابراین کافی است این حس در کودک بیدار شود. نقاشی ، بازی با لگو ، بازی با اسباب بازی های فکری ، کاردستی و... به خوبی حس خلاقیت کودک را سیراب می کند.


خط مشی بازی کودک را باید با ظرافت تعیین و هدایت کرد؛ پژوهشگران به والدین توصیه می کنند بدون آنکه مستقیماً کودک را به نقاشی کردن و یا بازی خاص سوق دهند بازی با اسباب بازی یا وسیله ای خاص را خود شروع کنند. مثلاً برای جلب نظر او با مدادرنگی شروع به نقاشی کنید، به این ترتیب کودک بدون توضیح، کار شما را تکرار خواهد کرد و با تکرار به شیوه ای صحیح او را به سمتی که خواسته اید هدایت کرده اید. مدادرنگی ، ماژیک و آبرنگ ، پازل مناسب سن کودک ، بازی های فکری و ... و کار کردن والدین با این وسایل کودک را به بازی این وسایل متوجه می کند.


بازی باید مهارتی را به کودک بیاموزد، کودک با بازی باید مهارتی به مهارت هایش افزوده شود. این مهارت می تواند مهارت خواندن ، نوشتن ، صحبت کردن در جمع ، برقراری ارتباط با دیگران، نقاشی ، ساخت ساز ه های جدید ، ارتقای حس مسئولیت پذیری و... باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها : تربیت کودک، روانشناسی کودک،
لینک های مرتبط :


مهدکودک

از چه سنی کودکمان را به مهد بسپاریم؟ 

این تصور که رفتن به مهد مانع برآورده شدن نیازهای کودک خواهد شد صحیح نیست. اهمیت « کیفیت » رابطه مادر و فرزند مهمتر و تأثیرگذارتر از « کمیت » و « مدت » این رابطه است.

اگر کودکی دارید که از آب و گل درآمده و منتظرید تا زودتر او را به مهدکودک بسپارید، ممکن است درباره این که آیا سن او مناسب مهد رفتن هست یا نه تردید داشته باشید. بنابراین باید بگوییم که روانشناسان می‌گویند بهتر است کودکان را بعد از سن سه سالگی به مهد بفرستید. چون بسیاری از اطفال تا قبل از سن سه سالگی نمی‌توانند بر اضطراب جدایی از والدین بالاخص اضطراب ناشی از دوری مادر فائق آیند. در این صورت محیط مهدکودک برای کودک تنش‌زا خواهد بود و ممکن است از رفتن به مهد اجتناب کند یا از مهد بترسد و بی‌قراری کند.

اکثر بچه‌های سه‌ساله و بزرگتر می‌توانند دوری از والدین را تحمل کنند و با کودکان همسن و سالانشان در محیطی غیر از خانه همراه شوند؛ لذا توصیه می‌شود در صورتی که والدین قصد فرستادن فرزندانشان به مهدکودک را دارند تا سه ساله شدن او صبر کنند. بسیاری از افراد می‌پندارند برای ارضای نیازهای عاطفی کودکان باید تا حد ممکن بر ساعات تعامل فرزندان با والدین در خانه افزود. 
 این تصور که رفتن به مهد مانع برآورده شدن نیازهای کودک خواهد شد صحیح نیست. اهمیت « کیفیت » رابطه مادر و فرزند مهمتر و تأثیرگذارتر از « کمیت » و « مدت » این رابطه است. به عبارت دیگر بچه‌هایی که دائماً در منزل حضور دارند ولی ارتباط مناسبی بین آنها و پدر و مادرشان برقرار نمی‌شود از نظر سلامت روانی عقب‌تر از بچه‌هایی هستند که ساعاتی از روز را در مهدکودک می‌گذرانند. البته تعامل اجتماعی بچه‌ها در محیط خارج از خانه نظیر مهدکودک‌ها بسیار بیشتر از محیط خانه است همچنین بچه‌ها در مهدکودک در تعامل با همسالان خود تجارب مختلفی کسب می‌کنند که در آینده به نفع آنهاست.




نوع مطلب :
برچسب ها : تربیت کودک، روانشناسی کودک،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 40 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : کودک درون
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :