تبلیغات
کودک من - مطالب دی 1395
 
کودک من
 
 
جمعه 17 دی 1395 :: نویسنده : کودک درون
آموزش مرگ برای کودکان

حسن تعبیرهایی ( "خوابیده " ،"به بهشت رفته " ، " پیش فرشته هاست" ) که در پاسخ سوالات کودکان درباره مرگ بکار میبریم ،در برابر ترس از مرگ در کودکان ، سنگرهایی به سستی کاغذند که فقط کودک را سردرگم میکنند ؛کودکان موضوع را نادیده نمیگیرند و همانطور که در مورد سوالات مربوط به مسائل جنسی هم صدق میکند ، به منابع اطلاعاتی دیگری روی می اورند که اغلب غیر قابل اطمینان و حتی وحشتناکتر از واقعیت است. ***بطور خلاصه شواهد قانع کننده ای وجود دارد که ثابت میکند کودکان مرگ را در سنین پائین کشف میکنند ،درمیابند زندگی در نهایت رو به نابودی است و این یافته را به خود نسبت میدهند و به اضطرابی شدید دچار میشوند.یکی از وظایف اساسی مراحل رشد در کودک کنار امدن با این اضطراب است که کودک از دو راه اساسی به ان میپردازد : الف-واقعیت مرگ و تجربه ذهنی و درونی خویش و همچنین درماندگی و ناتوانی خودش را در برابر مرگ انکار میکند لذا به دلیل خودشیفتگی و خودمداریش تصور استثنایی از خود پیدا کرده که آسیب پذیر نخواهد بود و هیچگاه نمیمیرد. ب-به آفرینش اسطوره های جاوید دست میزند یا با کمال خرسندی افسانه هایی را که بزرگسالان به او پیشکش میکنند میپذیرد و باور میکند که نیرو یا موجود خارجی وجود دارد ، که او را از سرنوشتی که در انتظار دیگران است ، نجات میدهد. ****در فرهنگ مذهبی با افسانه هایی راجع به بهشت یا بازگشت مردگان ، تخم انکار ، در همان کودکی در کودک کاشته میشود ، تا بعدها که کودک امادگی درک ان را پیدا کرد ، به تریج میزان واقعیت را افزایش دهند.البته حتی والدینی که مخالف خودفریبی بوده اند ، ان هنگام که با کودکی وحشت زده و مضطرب روبرو شدند ، نتوانستند از تسلا دادن به کودک حتی بصورت خلاف واقع سر باز زنند و کسی مثل " الیزابت کوبلر راس" که به شدت با شیوه های سنتی مذهبی در تعلیم افسانه هایی درباره بهشتت ، خدا و فرشتگان به کودکان مخالف بود ، وقتی کارش را به کودکانی که دلواپس مرگ خود یا والدینشان بودند شرح میدهد ، او نیز تسلایی مبنی بر انکار به کودک پیش کش میکند و به انها میگوید در هنگام مرگ انسان ها مانند پروانه ای تغییر شکل میدهند و به آینده ای سرشار از آسایش پا میگذارند، که در این حالت هم مشااهده میشود که آموزه های او تفاوت معنی داری با اموزه های مبتنی بر ایمان مذهبی سنتی ندارد. ***به هر حال میان رده های اموزگاران متخصص ، اختلاف شدیدی در موضوع اموزش مرگ به کودکان وجود دارد.انتونی توصیه میکند والدین درباره موضوع مرگ نزد کودکان منکر واقعیت شوند و در انکار موضوع مرگ همدست کودک شوند.این کار وظیفه والدین را سبکتر میکند و البته بعدها ممکن است والدین در معرض اتهام دروغگویی و غیر قابل اطمینان بودن قرار بگیرند و آشکارا سرزنش شوند ولی چاره ای نیست جز این پاسخ که : ان موقع قادر به درکش نبودی. ***راچلین میگوید :

نکته جالب این نیست که کودکان به دیدگاه بزرگسالان درباره پایان زندگی میرسند ،بلکه نکته جالب این است که چگونه بزرگسالان ،اعتقادات کودکی را برای همه عمر حفظ میکنند و چطور به راحتی به انها باز میگردند.آموزش موضوع مرگ به کودکان ***حسن تعبیرهایی ( "خوابیده " ،"به بهشت رفته " ، " پیش فرشته هاست" ) که در پاسخ سوالات کودکان درباره مرگ بکار میبریم ،در برابر ترس از مرگ در کودکان ، سنگرهایی به سستی کاغذند که فقط کودک را سردرگم میکنند ؛کودکان موضوع را نادیده نمیگیرند و همانطور که در مورد سوالات مربوط به مسائل جنسی هم صدق میکند ، به منابع اطلاعاتی دیگری روی می اورند که اغلب غیر قابل اطمینان و حتی وحشتناکتر از واقعیت است.

***بطور خلاصه شواهد قانع کننده ای وجود دارد که ثابت میکند کودکان مرگ را در سنین پائین کشف میکنند ،درمیابند زندگی در نهایت رو به نابودی است و این یافته را به خود نسبت میدهند و به اضطرابی شدید دچار میشوند.یکی از وظایف اساسی مراحل رشد در کودک کنار امدن با این اضطراب است که کودک از دو راه اساسی به ان میپردازد : الف-واقعیت مرگ و تجربه ذهنی و درونی خویش و همچنین درماندگی و ناتوانی خودش را در برابر مرگ انکار میکند لذا به دلیل خودشیفتگی و خودمداریش تصور استثنایی از خود پیدا کرده که آسیب پذیر نخواهد بود و هیچگاه نمیمیرد. ب-به آفرینش اسطوره های جاوید دست میزند یا با کمال خرسندی افسانه هایی را که بزرگسالان به او پیشکش میکنند میپذیرد و باور میکند که نیرو یا موجود خارجی وجود دارد ، که او را از سرنوشتی که در انتظار دیگران است ، نجات میدهد. ****در فرهنگ مذهبی با افسانه هایی راجع به بهشت یا بازگشت مردگان ، تخم انکار ، در همان کودکی در کودک کاشته میشود ، تا بعدها که کودک امادگی درک ان را پیدا کرد ، به تریج میزان واقعیت را افزایش دهند.البته حتی والدینی که مخالف خودفریبی بوده اند ، ان هنگام که با کودکی وحشت زده و مضطرب روبرو شدند ، نتوانستند از تسلا دادن به کودک حتی بصورت خلاف واقع سر باز زنند و کسی مثل " الیزابت کوبلر راس" که به شدت با شیوه های سنتی مذهبی در تعلیم افسانه هایی درباره بهشتت ، خدا و فرشتگان به کودکان مخالف بود ، وقتی کارش را به کودکانی که دلواپس مرگ خود یا والدینشان بودند شرح میدهد ، او نیز تسلایی مبنی بر انکار به کودک پیش کش میکند و به انها میگوید در هنگام مرگ انسان ها مانند پروانه ای تغییر شکل میدهند و به آینده ای سرشار از آسایش پا میگذارند، که در این حالت هم مشااهده میشود که آموزه های او تفاوت معنی داری با اموزه های مبتنی بر ایمان مذهبی سنتی ندارد. ***به هر حال میان رده های اموزگاران متخصص ، اختلاف شدیدی در موضوع اموزش مرگ به کودکان وجود دارد.انتونی توصیه میکند والدین درباره موضوع مرگ نزد کودکان منکر واقعیت شوند و در انکار موضوع مرگ همدست کودک شوند.این کار وظیفه والدین را سبکتر میکند و البته بعدها ممکن است والدین در معرض اتهام دروغگویی و غیر قابل اطمینان بودن قرار بگیرند و آشکارا سرزنش شوند ولی چاره ای نیست جز این پاسخ که : ان موقع قادر به درکش نبودی. ***راچلین میگوید : نکته جالب این نیست که کودکان به دیدگاه بزرگسالان درباره پایان زندگی میرسند ،بلکه نکته جالب این است که چگونه بزرگسالان ،اعتقادات کودکی را برای همه عمر حفظ میکنند و چطور به راحتی به انها باز میگردند.





نوع مطلب :
برچسب ها : تربیت کودک، روانشناسی کودک،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 دی 1395 :: نویسنده : کودک درون
بوسیدن کودک

مطالعه های جدید نشان داده فواید بهداشتی بوسیدن کودکان (مخصوصا توسط مادر) بر سلامت آنها در سال های آینده نیز تاثیرگذار است. بررسی ها نشان داده مهر و محبت و بوسه های مادرانه هورمون های استرس کودک را کاهش می دهد و مادرهای مهربانی که فرزندشان را زیاد می بوسند با این کار فواید بهداشتی بسیار زیادی برای فرزند دلبندشان فراهم می کنند.

نتایج یک مطالعه جدید نشان داده است که تجربه های اولیه دوران کودکی می تواند از طریق تاثیر بر احتمال التهاب مزمن در بدن و واکنش سیستم ایمنی که خط مقدم دفاع بدن در برابر بیماری هاست، اثر ماندگاری بر سلامت بدن داشته باشد. این مطالعه نشان می دهد در آغوش گرفتن، بوسیدن و ابراز محبت توسط مادران می تواند به کاهش استرس کودک و فرونشاندن هورمون هایی که در ایجاد التهاب در بدن نقش دارند، کمک کند. فواید بوسه برای مادر بوسیدن کودک برای مادر هم فوایدی دارد. مطالعه ها نشان داده هنگام بوسیدن سطح اکسی توسین (ماده شیمیایی آرامبخش بدن) و آندورفین خون (ماده شیمیایی که در بدن حالت سرخوشی ایجاد می کند) افزایش پیدا می کند.

همچنین بوسیدن باعث افزایش دوپامین که به احساس وابستگی و دلبستگی عاطفی کمک می کند، می شود. بررسی ها نشان داده است بوسیدن کودک سیستم ایمنی مادر را تقویت می کند. محققان می گویند هنگام بوسیدن 30 عضله صورت فعال می شود و بوسه عضلات صورت را قوی نگه می دارد و نکته آخر اینکه با هر بوسه ۲ تا ۶ کالری انرژی سوزانده می شود بنابراین بدون هیچ شک و تردیدی فرزندتان را در آغوش بگیرید و ببوسید؛ بدون هیچ قید و شرطی به او ابراز محبت کنید و هر دو از فواید کوتاه مدت و ماندگار آن بهره مند شوید.





نوع مطلب :
برچسب ها : روانشناسی کودک، تربیت کودک،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : کودک درون
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :